مهارت و موفقیت

مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا، کدام کشور شرایط آسانی دارد؟

تصمیم برای بستن چمدان ها و ترک وطن، شاید یکی از سخت‌ترین و در عین حال هیجان انگیزترین تصمیماتی باشد که یک فرد در طول زندگی خود می‌گیرد. وقتی به نقشه جهان نگاه می‌کنید، دو کشور پهناور با پرچم های متفاوت اما وعده هایی مشابه برای زندگی بهتر، خودنمایی می‌کنند. یکی در نیمکره شمالی با کوهستان های پوشیده از برف و جنگل های کاج بی پایان، و دیگری در نیمکره جنوبی با سواحل طلایی و آفتابی که انگار تمامی ندارد. انتخاب بین این دو غول مهاجرپذیر، یعنی مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا، همیشه ذهن بسیاری از ایرانیان را به خود مشغول کرده است. هر کدام از این کشورها جذابیت های خاص خود را دارند و البته چالش هایی که شاید در نگاه اول به چشم نیایند.

بسیاری از افراد ساعت ها وقت خود را صرف جستجو در اینترنت می‌کنند تا بفهمند بالاخره کفه ترازو به نفع کدام کشور سنگین‌تر است. آیا سرمای استخوان سوز کانادا قابل تحمل‌تر است یا گرمای طاقت فرسای استرالیا؟ آیا پیدا کردن کار در تورنتو راحت‌تر است یا در سیدنی؟ سیستم امتیازدهی کدام یک با شرایط ما سازگارتر است؟ این مقاله در مجله رزاس دقیقاً برای پاسخ به همین تردیدها نوشته شده است. ما قرار نیست به شما بگوییم کدام را انتخاب کنید، بلکه قرار است چراغ قوه ای به دست بگیریم و تمام زوایای تاریک و پنهان مسیر پیش روی شما را روشن کنیم تا خودتان با چشمان باز انتخاب کنید. در این مسیر طولانی، از ریزترین جزئیات هزینه های زندگی گرفته تا فرهنگ مردم و سیستم های اداری را زیر و رو خواهیم کرد.

نقشه راه تصمیم گیری برای مسافران مردد

  • تفاوت آب وهوایی: اگر با سرمای طولانی و برف زیاد مشکل دارید، کانادا چالش بزرگی است، اما اگر از گرمای شدید و آفتاب سوزان فراری هستید، استرالیا می‌تواند آزاردهنده باشد.

  • فاصله جغرافیایی: استرالیا جزیره‌ای دورافتاده است و سفر به ایران از آنجا بسیار طولانی و پرهزینه است، در حالی که کانادا به ایران نزدیک‌تر نیست اما مسیرهای پروازی متنوع تری دارد.

  • بازار کار: کانادا به بازار بزرگ آمریکا متصل است و فرصت های شغلی فناوری بیشتری دارد، اما استرالیا معمولاً دستمزدهای پایه بالاتری به کارگران می‌دهد.

سیستم های امتیازدهی و ویزا در مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا

مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا، کدام کشور شرایط آسانی دارد؟
سیستم های امتیازدهی و ویزا در مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا

تفاوت های بنیادی در ساختار پذیرش مهاجر

برای شروع مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا، باید ابتدا بدانیم که دروازه های این دو کشور چگونه به روی تازه واردان باز می‌شود. هر دو کشور از سیستم های مبتنی بر امتیاز برای جذب نیروهای متخصص استفاده می‌کنند، اما فلسفه پشت این سیستم ها کمی متفاوت است. کانادا سیستمی به نام اکسپرس انتری دارد که مثل یک استخر بزرگ عمل می‌کند. شما مشخصات خود را وارد می‌کنید و سیستم به شما امتیاز می‌دهد. هر چند هفته یک بار، دولت کانادا دستش را در این استخر می‌کند و کسانی که بالاترین امتیاز را دارند بیرون می‌کشد. این سیستم به شدت بر سن، سطح زبان و تحصیلات تمرکز دارد و سرعت پردازش آن در شرایط عادی بسیار بالاست.

در مقابل، استرالیا از سیستمی به نام اسکیل سلکت استفاده می‌کند. در اینجا شما ابتدا باید علاقه خود را برای مهاجرت اعلام کنید که به آن ای او آی گفته می‌شود. تفاوت اصلی اینجاست که در استرالیا، علاوه بر دولت فدرال، ایالت ها نقش بسیار پررنگی دارند. یعنی ممکن است امتیاز شما برای کل استرالیا کافی نباشد، اما یک ایالت خاص مثل تاسمانی یا استرالیای جنوبی دقیقاً به تخصص شما نیاز داشته باشد و شما را دعوت کند. این موضوع باعث می‌شود پروسه استرالیا کمی پیچیده‌تر و گاهی زمان برتر از کانادا به نظر برسد.

نکته مهم دیگر در سیستم کانادا، اهمیت بالای پیشنهاد شغلی یا همان جاب آفر است. اگرچه بدون آن هم می‌توان مهاجرت کرد، اما داشتن آن امتیاز شما را به طرز چشمگیری افزایش می‌دهد. در استرالیا، تمرکز بیشتر روی لیست مشاغل مورد نیاز است. یعنی اگر شغل شما در لیست نیازهای بلندمدت یا کوتاه مدت استرالیا باشد، شانس شما بسیار زیاد است، حتی اگر هنوز کارفرمایی پیدا نکرده باشید. این لیست ها در استرالیا خیلی دقیق و سخت گیرانه به روزرسانی می‌شوند و ممکن است شغلی که امسال در لیست است، سال دیگر حذف شود.

یکی دیگر از تفاوت های ساختاری، نحوه ارزیابی مدارک تحصیلی و شغلی است. در کانادا، سازمان هایی وجود دارند که مدرک دانشگاهی شما را با استانداردهای کانادا معادل سازی می‌کنند و این کار معمولاً یک پروسه اداری مشخص دارد. اما در استرالیا، هر شغل سازمان ارزیابی کننده مخصوص به خود را دارد. مثلاً اگر مهندس هستید، انجمن مهندسین استرالیا باید شما را تایید کند و اگر کامپیوتر خوانده اید، انجمن کامپیوتر. این سازمان ها در استرالیا بسیار سخت گیرتر هستند و اغلب نیاز به نوشتن گزارش های فنی طولانی درباره سوابق کاری خود دارید که در کانادا کمتر دیده می‌شود.

در بحث سن متقاضی، کانادا کمی سخت گیرتر عمل می‌کند. در سیستم کانادا، بعد از ۳۰ سالگی، به ازای هر سال که سن شما بالاتر می‌رود، امتیاز از دست می‌دهید و این کاهش امتیاز شیب تندی دارد. به طوری که برای افراد بالای ۴۰ سال، مهاجرت از طریق سیستم اکسپرس انتری بسیار دشوار می‌شود مگر اینکه سابقه کار کانادایی یا پیشنهاد شغلی داشته باشند. استرالیا اما تا ۴۰ سالگی و حتی گاهی تا ۴۵ سالگی هم به متقاضیان شانس می‌دهد، هرچند که آنجا هم سنین پایین‌تر امتیاز بیشتری دارند، اما افت امتیاز به شدت کانادا نیست.

زبان انگلیسی در هر دو کشور کلید اصلی است، اما نوع آزمون ها و نمراتی که می‌خواهند تفاوت دارد. کانادا آزمون های آیلتس جنرال و سلپیپ را قبول دارد و تاکید زیادی روی مهارت های شنیداری و صحبت کردن دارد. استرالیا علاوه بر آیلتس، آزمون پی تی ای را هم می‌پذیرد که بسیاری از ایرانیان معتقدند نمره گرفتن در آن راحت‌تر از آیلتس است. این یک مزیت بزرگ برای کسانی است که در آیلتس مشکل دارند و می‌خواهند در مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا، شانسی برای خود بخرند.

تاثیر دعوت نامه های ایالتی بر شانس قبولی

در هر دو کشور، ایالت ها قدرت دارند که مهاجران را انتخاب کنند، اما قدرت مانور ایالت های استرالیا بیشتر است. در کانادا، برنامه های نامزدی استانی وجود دارد که اگر یک استان شما را انتخاب کند، ۶۰۰ امتیاز به پروفایل شما اضافه می‌شود و عملاً قبولی شما تضمین است. این استان ها معمولاً به دنبال کسانی هستند که سابقه کار مرتبط با نیازهای استان داشته باشند یا قبلاً در آن استان درس خوانده باشند. رقابت در این بخش بسیار بالاست و استان های پرطرفدار مثل انتاریو و بریتیش کلمبیا خیلی سریع سهمیه های خود را پر می‌کنند.

در استرالیا، ویزاهای ایالتی مثل ویزای ۱۹۰ و ۴۹۱ بسیار محبوب هستند. تفاوت اینجاست که در استرالیا اگر از طریق ایالت اقدام کنید، معمولاً متعهد می‌شوید که برای مدت مشخصی (مثلاً دو یا سه سال) فقط در همان ایالت زندگی و کار کنید. این تعهد در کانادا هم وجود دارد اما از نظر قانونی و نظارتی، استرالیا سخت گیری بیشتری روی این موضوع دارد تا مطمئن شود مهاجران در شهرهای بزرگ مثل سیدنی و ملبورن تجمع نمی‌کنند و به مناطق کم‌جمعیت‌تر هم می‌روند.

موضوع مناطق کم جمعیت یا ریجنال در استرالیا بسیار داغ است. دولت استرالیا امتیازهای ویژه‌ای به کسانی می‌دهد که حاضر باشند در شهرهای کوچک‌تر یا مناطق روستایی زندگی کنند. این مناطق لزوماً بیابان نیستند؛ شهرهایی مثل آدلاید یا پرث هم گاهی جزو مناطق ریجنال محسوب می‌شوند. در کانادا هم برنامه مناطق شمالی و روستایی وجود دارد، اما گستردگی و تنوع برنامه های منطقه‌ای استرالیا را ندارد و بیشتر روی شهرهای خیلی کوچک و دورافتاده تمرکز دارد که شاید برای هر کسی جذاب نباشد.

یکی از نکات مهم در مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا در بخش ایالتی، بحث اسپانسرشیپ فامیلی است. در برخی ایالت های کانادا و استرالیا، داشتن فامیل درجه یک می‌تواند به شما امتیاز بدهد. اما در استرالیا، ویزای ۴۹۱ فامیلی وجود دارد که اگر فامیلی در مناطق ریجنال داشته باشید، می‌تواند اسپانسر شما شود و امتیاز قابل توجهی بگیرید. در کانادا هم داشتن خواهر یا برادر امتیاز دارد اما این امتیاز در سیستم اصلی اکسپرس انتری خیلی بالا نیست و به تنهایی نمی‌تواند معجزه کند.

فرآیند بررسی پرونده های ایالتی در استرالیا گاهی غیرقابل پیش بینی است. ممکن است یک ایالت برای چند ماه سایت خود را ببندد یا شرایط را ناگهان تغییر دهد. در کانادا هم تغییرات وجود دارد اما معمولاً با اطلاع رسانی قبلی و نظم بیشتری انجام می‌شود. سیستم کانادا شفاف‌تر است و شما دقیقاً می‌دانید امتیازتان چقدر است و آخرین نفری که دعوت شده چه امتیازی داشته است. در استرالیا گاهی اوقات مشخص نیست چرا با وجود امتیاز بالا دعوت نامه دریافت نکرده اید، چون ایالت ها بر اساس نیازهای لحظه‌ای خود تصمیم می‌گیرند.

هزینه های دولتی برای بررسی پرونده ها هم متفاوت است. معمولاً هزینه های اولیه تشکیل پرونده در استرالیا گران‌تر از کانادا است. در استرالیا شما باید برای تک تک اعضای خانواده هزینه ویزا را همان ابتدا پرداخت کنید که رقم قابل توجهی می‌شود. در کانادا هزینه ها کمی معقول‌تر است و در مراحل مختلف پرداخت می‌شود. این موضوع برای خانواده های پرجمعیت ایرانی که باید ریال را به دلار تبدیل کنند، نکته مهمی در تصمیم گیری است.

بررسی وضعیت بازار کار و اقتصاد

تحلیل فرصت های شغلی برای ایرانیان

وقتی صحبت از مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا می‌شود، اولین سوالی که هر سرپرست خانواده‌ای می‌پرسد این است: “آیا آنجا کار پیدا می‌کنم؟” کانادا به دلیل همسایگی با آمریکا و داشتن اقتصادی که به شدت با بزرگترین اقتصاد دنیا گره خورده است، بازار کار بسیار پویایی دارد. شهرهایی مثل تورنتو و ونکوور به قطب های تکنولوژی تبدیل شده‌اند و شرکت های بزرگ بین المللی در آن ها حضور دارند. اگر تخصص شما در زمینه آی تی، هوش مصنوعی، مهندسی نرم افزار یا امور مالی است، کانادا فرصت های بی نظیری را پیش پای شما می‌گذارد.

استرالیا اما اقتصادی مبتنی بر منابع طبیعی، معدن، کشاورزی و خدمات دارد. اگر مهندس معدن، مهندس عمران، یا متخصص در حوزه های ساخت وساز و بهداشت و درمان هستید، استرالیا می‌تواند بهشت شما باشد. البته این به آن معنا نیست که در استرالیا کار کامپیوتری نیست، اما حجم و تنوع شرکت های تکنولوژی در کانادا بیشتر است. در عوض، استرالیا در زمینه مشاغل فنی و حرفه‌ای یا همان کارهای دست به آچار، بازار کار بسیار تشنه‌ای دارد و حقوق های بسیار خوبی هم به این افراد پرداخت می‌کند.

فرهنگ کاری در دو کشور هم کمی متفاوت است. در کانادا، فرهنگ کاری شباهت زیادی به آمریکا دارد؛ رقابتی، سریع و با تمرکز بر بهره وری بالا. در استرالیا، فرهنگ کاری کمی آرام‌تر و متعادل‌تر است. اصطلاحی در استرالیا وجود دارد که می‌گوید “کار می‌کنیم تا زندگی کنیم، نه اینکه زندگی کنیم تا کار کنیم”. تعطیلات آخر هفته در استرالیا مقدس است و معمولاً فشار کاری کمتری نسبت به کانادا روی دوش کارمندان حس می‌شود. البته این یک قانون کلی است و بستگی به شرکت و شغل شما هم دارد.

یکی از موانع بزرگ برای ایرانیان در کانادا، پدیده‌ای به نام “تجربه کانادایی” است. بسیاری از کارفرمایان کانادایی ترجیح می‌دهند کسی را استخدام کنند که سابقه کار در کانادا داشته باشد. این موضوع باعث می‌شود بسیاری از متخصصان مجبور شوند در ماه های اول کارهای پایین‌تر از سطح خود انجام دهند یا دوره های کارآموزی بگذرانند تا این مانع را برطرف کنند. در استرالیا هم سابقه کار محلی مهم است، اما به نظر می‌رسد کارفرمایان استرالیایی کمی انعطاف پذیرتر هستند و تخصص و مهارت فنی شما را زودتر از سابقه محلی می‌پذیرند، به خصوص اگر در مشاغل مورد نیاز شدید باشید.

نرخ بیکاری در هر دو کشور معمولاً پایین است، اما نوسانات اقتصادی روی هر کدام تاثیر متفاوتی می‌گذارد. اقتصاد کانادا وابستگی زیادی به قیمت نفت و روابط تجاری با آمریکا دارد. هر وقت اقتصاد آمریکا عطسه می‌کند، اقتصاد کانادا تب می‌کند. استرالیا اما به دلیل موقعیت جغرافیایی و روابط تجاری گسترده با چین و کشورهای آسیایی، ثبات اقتصادی خوبی دارد و حتی در دوران رکودهای جهانی هم توانسته است مقاومت خوبی از خود نشان دهد.

برای پزشکان، دندانپزشکان و داروسازان، هر دو کشور پروسه معادل سازی بسیار سخت و طولانی دارند. امتحانات دشوار، دوره های کارورزی و هزینه های بالا در انتظار کادر درمان است. با این حال، به دلیل کمبود شدید نیرو در مناطق روستایی هر دو کشور، اگر حاضر باشید در مناطق دورافتاده کار کنید، پروسه جذب شما می‌تواند سریع‌تر و راحت‌تر باشد. در مجموع، پیدا کردن اولین کار تخصصی در هر دو کشور چالش برانگیز است و نیاز به صبر، تقویت زبان و شبکه سازی دارد.

درآمد و قدرت خرید واقعی

در بحث پول، عدد و رقم روی کاغذ با آنچه که واقعاً در جیب شما می‌ماند متفاوت است. در مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا از نظر درآمد، معمولاً استرالیا برنده میدان است. حداقل حقوق در استرالیا یکی از بالاترین ها در جهان است. این یعنی حتی اگر شما در یک شغل ساده مثل فروشندگی یا پیشخدمتی هم کار کنید، می‌توانید زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشید و از عهده مخارج اولیه بربیایید. در کانادا، حداقل حقوق پایین‌تر است و زندگی با حداقل حقوق در شهرهای گرانی مثل تورنتو یا ونکوور بسیار دشوار خواهد بود.

اما فقط درآمد مهم نیست؛ مالیات و هزینه ها هم تعیین کننده هستند. مالیات در هر دو کشور بالاست، اما ساختار آن متفاوت است. در کانادا، شما علاوه بر مالیات فدرال، باید مالیات استانی هم بدهید که بسته به استان محل سکونت متغیر است. در استرالیا هم سیستم مالیاتی پلکانی وجود دارد. نکته مهم این است که در استرالیا حقوقی که در آگهی های کار می‌بینید معمولاً شامل مبلغی به نام سوپرانویشن (بیمه بازنشستگی) است که کارفرما باید جداگانه برای شما واریز کند و این مبلغ حدود ۱۰ تا ۱۱ درصد حقوق است که پس انداز اجباری خوبی برای آینده محسوب می‌شود.

قدرت خرید در استرالیا به طور کلی بالاتر است. اگرچه قیمت اجناس در استرالیا ممکن است روی برچسب گران‌تر از کانادا به نظر برسد، اما وقتی آن را با حقوق دریافتی مقایسه می‌کنید، می‌بینید که یک مهندس در استرالیا راحت‌تر می‌تواند خانه بخرد یا ماشین مدل بالا سوار شود تا یک مهندس هم تراز در کانادا. کانادا در سال های اخیر با بحران شدید مسکن روبرو شده است و قیمت خانه و اجاره در شهرهای بزرگ سر به فلک کشیده، به طوری که بسیاری از طبقه متوسط در حال حذف شدن هستند و قدرت خریدشان به شدت کاهش یافته است.

هزینه های روزمره مثل خورد و خوراک در استرالیا کمی گران‌تر از کانادا است، اما کیفیت محصولات غذایی، به خصوص گوشت و میوه در استرالیا بسیار بالاست و محصولات تازه و ارگانیک در دسترس‌تر هستند. در کانادا، به خصوص در زمستان، بسیاری از میوه ها و سبزیجات وارداتی هستند و قیمت آن ها بالا می‌رود. بنزین در کانادا ارزان‌تر از استرالیا است (البته نه به ارزانی ایران)، که با توجه به فواصل زیاد و نیاز به رانندگی در کانادا، نکته مثبتی است.

در مورد پس انداز، تحقیقات نشان می‌دهد که مهاجران در استرالیا شانس بیشتری برای پس انداز کردن بخشی از درآمد خود دارند. در کانادا، بخش بزرگی از درآمد صرف اجاره خانه و هزینه های گرمایش و بیمه ماشین می‌شود. بیمه ماشین در برخی استان های کانادا مثل انتاریو و بریتیش کلمبیا بسیار گران است و می‌تواند بخش قابل توجهی از حقوق ماهانه یک تازه وارد را ببلعد. در استرالیا هزینه بیمه خودرو معقول‌تر است.

نکته پایانی در بحث مالی، نرخ برابری ارز است. دلار استرالیا و دلار کانادا معمولاً ارزش نزدیکی به هم دارند و هر دو پایین‌تر از دلار آمریکا هستند. اما برای ما ایرانی ها که باید ریال را تبدیل کنیم، تفاوت چندانی در نرخ تبدیل وجود ندارد. مهم این است که وقتی آنجا شروع به کار کردید، با پولی که در می‌آورید چه سطحی از رفاه را می‌توانید برای خود و خانواده تان فراهم کنید، که در این زمینه کفه ی ترازو کمی به نفع استرالیا سنگینی می‌کند.

آب وهوا و جغرافیای طبیعی

نبرد یخ و آتش: کانادای سردسیر در برابر استرالیای گرمسیر

شاید هیچ فاکتوری در مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا به اندازه آب وهوا بحث برانگیز و تعیین کننده نباشد. کانادا به سرزمین یخ و برف معروف است و این شهرت بی دلیل نیست. زمستان ها در اکثر نقاط کانادا طولانی، سخت و تاریک هستند. در شهرهایی مثل وینیپگ، ادمونتون یا حتی مونترال، دما در زمستان می‌تواند به منفی ۳۰ یا ۴۰ درجه سانتی گراد هم برسد. این یعنی شما برای حدود ۵ تا ۶ ماه از سال درگیر برف، یخ بندان و سرمایی هستید که پوست صورت را می‌سوزاند. البته شهرهایی مثل ونکوور در غرب کانادا آب وهوای معتدل تری دارند و به جای برف، بیشتر باران می‌بارد، اما قیمت مسکن در آنجا سرسام آور است.

استرالیا درست در نقطه مقابل قرار دارد. کشوری که به سرزمین آفتاب سوزان معروف است. تابستان ها در استرالیا می‌تواند بسیار گرم باشد و دما در برخی روزها به بالای ۴۰ درجه سانتی گراد می‌رسد. مشکل اصلی استرالیا فقط گرما نیست، بلکه تابش شدید خورشید و نازک بودن لایه اوزون در آن منطقه است. آفتاب استرالیا واقعاً می‌سوزاند و خطر سرطان پوست در این کشور بسیار جدی است. بنابراین استفاده از کرم ضد آفتاب و کلاه در استرالیا یک عادت روزانه و حیاتی است، نه یک کار تزیینی.

سرما در کانادا فقط یک مسئله فیزیکی نیست، بلکه تاثیر روانی هم دارد. روزهای کوتاه زمستانی که خورشید ساعت ۴ بعدازظهر غروب می‌کند، می‌تواند باعث افسردگی فصلی شود. بسیاری از مهاجران ایرانی که به آفتاب ایران عادت دارند، در سال های اول با کمبود نور و انرژی روبرو می‌شوند. در استرالیا، نور خورشید فراوان است و این موضوع به شادابی و انرژی مردم کمک می‌کند. سبک زندگی در استرالیا بیشتر در فضای باز می‌گذرد؛ باربیکیو در پارک، شنا در ساحل و ورزش در هوای آزاد بخش جدایی ناپذیر زندگی استرالیایی است.

در کانادا، زندگی در زمستان به فضاهای بسته محدود می‌شود. شهرها زیرمجموعه‌ای از تونل های زیرزمینی (مثل سیستم پت در تورنتو) و پاساژهای سرپوشیده دارند که مردم بتوانند بدون مواجهه با سرما تردد کنند. خانه ها و ساختمان ها عایق بندی فوق العاده ای دارند و سیستم های گرمایشی بسیار قوی هستند. یعنی شما داخل خانه یا محل کار هرگز احساس سرما نمی‌کنید، اما رفت و آمد و تمیز کردن برف از روی ماشین و جلوی در خانه می‌تواند کلافه کننده باشد.

بلایای طبیعی هم در دو کشور متفاوت است. در استرالیا، آتش سوزی های جنگلی در فصل تابستان یک تهدید جدی و ترسناک است که هر چند سال یک بار بخش های وسیعی را درگیر می‌کند. همچنین سیل و توفان های استوایی در مناطق شمالی استرالیا رایج است. در کانادا، توفان های یخ و کولاک های شدید خطرات اصلی هستند که می‌توانند برق شهرها را برای چند روز قطع کنند. خطر زلزله در غرب کانادا (نزدیک ونکوور) هم وجود دارد.

از نظر طبیعت، هر دو کشور شاهکار خلقت هستند. کانادا با کوه های راکی، دریاچه های فیروزه‌ای بی شمار و جنگل های انبوه، بهشتی برای عاشقان کوهنوردی، اسکی و طبیعت گردی سردسیر است. استرالیا با سواحل بی پایان، صخره های مرجانی بزرگ (گریت بریر ریف) و طبیعت وحشی و منحصر به فرد خود که حیواناتی عجیب مثل کانگورو و کوالا دارد، دنیایی متفاوت را پیش روی شما می‌گذارد. انتخاب بین این دو، انتخاب بین اسکی روی برف یا موج سواری روی آب است.

تاثیر اقلیم بر سبک زندگی روزانه

آب وهوا مستقیماً روی نحوه لباس پوشیدن، تفریحات و حتی خلق وی خوی شما اثر می‌گذارد. در کانادا، شما باید بخش قابل توجهی از بودجه خود را صرف خرید لباس های زمستانی باکیفیت کنید. کاپشن های گران قیمت، بوت های ضد آب و لایه های متعدد لباس، لازمه بقا هستند. پوشیدن و درآوردن این همه لباس هر بار که می‌خواهید از خانه خارج شوید، به خصوص اگر بچه کوچک دارید، می‌تواند فرسایشی باشد. اما زیبایی برف تازه و سکوت زمستان هم طرفداران خاص خود را دارد.

در استرالیا، لباس پوشیدن خیلی راحت‌تر و غیررسمی‌تر است. شلوارک و تیشرت لباس استاندارد بسیاری از مردم در نیمی از سال است. اما باید همیشه حواستان به محافظت از پوست باشد. عینک آفتابی خوب یک وسیله ضروری است. تفریحات آخر هفته در استرالیا معمولاً شامل رفتن به ساحل، کمپینگ در جنگل و ورزش های آبی است. این سبک زندگی فعال و بیرونی باعث می‌شود مردم استرالیا معمولاً از نظر فیزیکی متناسب‌تر و ورزشکارتر باشند.

در کانادا، فرهنگ “کلبه” یا “کاتیج” وجود دارد. بسیاری از خانواده ها در تابستان های کوتاه اما زیبای کانادا به کلبه های کنار دریاچه می‌روند تا از طبیعت لذت ببرند. تابستان های کانادا بسیار دلپذیر است، نه خیلی گرم و نه شرجی، و همه سعی می‌کنند نهایت استفاده را از این چند ماه ببرند. جشنواره های خیابانی، کنسرت های باز و پیاده روی در طبیعت در تابستان کانادا به اوج خود می‌رسد.

حشرات و جانوران هم بخشی از اقلیم هستند. در استرالیا، شوخی های زیادی درباره حیوانات خطرناک می‌شود. عنکبوت ها، مارها و عروس های دریایی سمی واقعیت هایی هستند که باید از آن ها آگاه باشید، اما در مناطق شهری خطر آن ها آنقدرها هم که در اینترنت بزرگ نمایی می‌شود، زیاد نیست و با رعایت احتیاط مشکلی پیش نمی‌آید. در کانادا، خطر خرس در طبیعت گردی وجود دارد و در تابستان پشه ها و مگس های سیاه می‌توانند در مناطق جنگلی بسیار آزاردهنده باشند.

آلودگی هوا در هر دو کشور در سطح بسیار پایینی قرار دارد و آسمان معمولاً آبی و هوا تمیز است. این برای کسانی که از شهرهای آلوده ایران مهاجرت می‌کنند، یک نعمت بزرگ است. اما در زمان آتش سوزی های جنگلی در استرالیا یا کانادا، کیفیت هوا می‌تواند برای مدتی به شدت کاهش یابد.

در نهایت، سازگاری بدن با اقلیم زمان می‌برد. برخی افراد عاشق سرما می‌شوند و از اسکی و اسکیت روی یخ لذت می‌برند و گرما را کلافه کننده می‌دانند. برخی دیگر از همان ابتدا با سرما دشمنی دارند و دیدن برف برایشان کابوس است. شناخت دقیق از روحیات خودتان و خانواده تان در این بخش، کلید رضایت از مهاجرت است. هیچ چیزی بدتر از این نیست که در کشوری زندگی کنید که با هر بار بیرون رفتن از خانه، به زمین و زمان ناسزا بگویید.

هزینه مسکن و زندگی

اجاره و خرید ملک: رویای خانه دار شدن

یکی از داغ‌ترین موضوعات در مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا، بحث مسکن است. متاسفانه خبرهای خوبی در این بخش برای هیچ کدام از دو کشور وجود ندارد، اما جزئیات متفاوت است. کانادا در حال حاضر یکی از بدترین بحران های مسکن در تاریخ خود را تجربه می‌کند. قیمت خانه ها در تورنتو و ونکوور به قدری بالا رفته که عملاً برای قشر متوسط دست نیافتنی شده است. اجاره ها هم سرسام آور است و رقابت برای پیدا کردن یک آپارتمان معمولی بسیار شدید است. گاهی برای اجاره یک خانه باید پیشنهاد قیمت بالاتر بدهید یا اجاره چند ماه را پیشاپیش بپردازید تا صاحبخانه را راضی کنید.

در استرالیا هم قیمت مسکن در سیدنی و ملبورن بسیار بالاست و جزو گران‌ترین شهرهای دنیا محسوب می‌شوند. اما تفاوت اینجاست که در استرالیا هنوز در حاشیه شهرها یا شهرهای کوچک‌تر (مثل بریزبن، پرت یا آدلاید) می‌توان خانه های ویلایی بزرگ با قیمت های معقول‌تر پیدا کرد. خانه ها در استرالیا معمولاً بزرگ‌تر هستند و حیاط دارند، در حالی که در شهرهای بزرگ کانادا، بیشتر مردم در آپارتمان های کوچک (کاندو) زندگی می‌کنند که شارژ ماهانه بالایی هم دارند.

قوانین خرید ملک برای خارجی ها و مهاجران تازه وارد در هر دو کشور محدودیت هایی دارد. در کانادا اخیراً قوانینی وضع شده که خرید ملک را برای غیرکانادایی ها برای مدت محدودی ممنوع کرده تا قیمت ها کنترل شود (البته استثناهایی برای دارندگان ویزای کار و دانشجویی وجود دارد). در استرالیا هم خارجی ها برای خرید ملک باید از هیئت بررسی سرمایه گذاری خارجی مجوز بگیرند و معمولاً تشویق می‌شوند که خانه های نوساز بخرند تا به صنعت ساخت و ساز کمک کنند.

کیفیت ساخت خانه ها هم متفاوت است. خانه های کانادایی به دلیل سرمای شدید، عایق بندی بسیار قوی دارند و سیستم گرمایش مرکزی در آن ها حیاتی است. معمولاً خانه ها زیرزمین (بیسمنت) دارند که اغلب به عنوان یک واحد مجزا اجاره داده می‌شود. خانه های استرالیایی معمولاً عایق بندی ضعیف تری دارند چون برای سرما ساخته نشده‌اند. این موضوع باعث می‌شود در زمستان های استرالیا (که دما به حدود ۵ تا ۱۰ درجه می‌رسد) داخل خانه ها سرد باشد و چون سیستم گرمایش مرکزی رایج نیست، گرم کردن خانه هزینه بر و دشوار باشد.

هزینه های جانبی مسکن را نباید فراموش کرد. در کانادا هزینه گرمایش در زمستان بسیار بالاست. در استرالیا هزینه برق و سرمایش در تابستان می‌تواند شوکه کننده باشد. همچنین مالیات سالانه بر املاک در هر دو کشور وجود دارد که باید در بودجه بندی خود لحاظ کنید. در استرالیا، هزینه های انتقال سند و تمبر مالیاتی هنگام خرید خانه بسیار سنگین است و می‌تواند تا ۵ درصد قیمت خانه باشد.

برای یک تازه وارد ایرانی، اجاره یک آپارتمان یک خوابه در مرکز شهر تورنتو یا ونکوور می‌تواند ماهانه بین ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار کانادا هزینه داشته باشد. در سیدنی هم اجاره یک آپارتمان مشابه حدود ۲۵۰۰ تا ۳۵۰۰ دلار استرالیا است (که ارزش آن کمی کمتر از دلار کانادا است). اما همانطور که گفته شد، با فاصله گرفتن از مرکز شهر در استرالیا، افت قیمت محسوس‌تر است و می‌توان با همان پول خانه بهتری اجاره کرد.

هزینه های روزمره: از اینترنت تا حمل ونقل

زندگی فقط اجاره خانه نیست. هزینه هایی مثل اینترنت، موبایل، بیمه و حمل ونقل عمومی هم بخش بزرگی از سبد هزینه خانوار را تشکیل می‌دهند. در کانادا، هزینه های اینترنت و موبایل یکی از گران ترین ها در جهان است. به دلیل انحصار چند شرکت بزرگ مخابراتی، رقابت کم است و شما باید هزینه زیادی برای بسته های دیتا و اینترنت خانگی بپردازید. در استرالیا، وضعیت رقابت بهتر است و هزینه های مخابراتی معقول‌تر و ارزان‌تر از کانادا تمام می‌شود.

حمل ونقل عمومی در هر دو کشور بستگی به شهر محل سکونت دارد. شهرهای بزرگ مثل تورنتو، مونترال، سیدنی و ملبورن سیستم مترو، اتوبوس و تراموای خوبی دارند. اما هزینه بلیط در کانادا نسبتاً بالاست. در استرالیا، سیستم حمل ونقل در شهرهای بزرگ مثل سیدنی بسیار گسترده است اما هزینه آن بر اساس مسافت محاسبه می‌شود و می‌تواند برای مسیرهای طولانی گران تمام شود. در هر دو کشور، اگر در حومه شهر زندگی می‌کنید، داشتن ماشین شخصی تقریباً ضروری است.

قیمت خودرو در کانادا به دلیل نزدیکی به آمریکا و کارخانه های خودروسازی، معمولاً پایین‌تر از استرالیا است. در استرالیا، خودروها وارداتی هستند و قیمت بالاتری دارند. اما هزینه نگهداری خودرو و به خصوص بیمه در کانادا (بویژه در شهرهایی مثل تورنتو) بسیار گران است و می‌تواند از قسط ماهانه ماشین هم بیشتر شود! در استرالیا بیمه شخص ثالث اجباری است اما بیمه بدنه اختیاری است و هزینه ها به گرانی کانادا نیست.

هزینه های مهدکودک یکی از کابوس های والدین در هر دو کشور است. مهدکودک در کانادا و استرالیا بسیار گران است و می‌تواند معادل یک حقوق کامل باشد. هر دو کشور تلاش کرده‌اند با یارانه های دولتی این هزینه را کاهش دهند. کانادا اخیراً برنامه‌ای برای کاهش هزینه مهدکودک به روزی ۱۰ دلار اجرا کرده که هنوز کامل نشده و لیست انتظار طولانی دارد. در استرالیا هم دولت بخش زیادی از هزینه مهدکودک را بر اساس درآمد خانواده به صورت یارانه پرداخت می‌کند که کمک بزرگی است.

در مورد پوشاک و لوازم الکترونیکی، کانادا به دلیل نزدیکی به آمریکا و وجود اوت لت های (فروشگاه های تخفیف دار) زیاد، جای بهتری برای خرید است. برندهای آمریکایی در کانادا فراوان و ارزان هستند. در استرالیا، تنوع برندها کمتر و قیمت ها به دلیل هزینه حمل و نقل واردات بالاتر است. خرید آنلاین در کانادا (آمازون) بسیار سریع و رایج است، در حالی که آمازون استرالیا هنوز به آن گستردگی و سرعت نرسیده است.

در نهایت، مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا در بخش هزینه ها نشان می‌دهد که هیچ کدام ارزان نیستند. اما با توجه به سطح درآمد بالاتر در استرالیا، فشار هزینه های روزمره در آنجا کمی کمتر احساس می‌شود، مگر اینکه در کانادا شغلی با درآمد بسیار بالا داشته باشید. مدیریت مالی و صرفه جویی در سال های اول مهاجرت در هر دو کشور حیاتی است.

نقل قول

“مهاجرت یعنی کاشتن خودت در گلدانی بزرگ تر؛ شاید اولش ریشه هایت درد بگیرد و برگ هایت زرد شود، اما اگر خاکش خوب باشد، چنان قد می‌کشی که سقف آسمان را لمس کنی.”

شاخص کانادا 🇨🇦 استرالیا 🇦🇺
هزینه اجاره مسکن بسیار بالا (بحران مسکن در شهرهای بزرگ) بسیار بالا (به خصوص سیدنی/ملبورن)
قدرت خرید (نسبت به درآمد) متوسط بالا
مالیات بر درآمد بالا (فدرال + استانی) بالا (پلکانی)
آب وهوا زمستان های بسیار سرد و طولانی تابستان های گرم و خشک، زمستان معتدل
سیستم درمانی رایگان (پوشش دارو و دندانپزشکی ندارد) مدیکر (رایگان/کم هزینه) + بیمه خصوصی رایج
فرهنگ مردم بسیار مؤدب، چندفرهنگی، محتاط صمیمی، رک، آرام (Laid-back)
فاصله تا ایران زیاد (بدون پرواز مستقیم) بسیار زیاد (انزوا جغرافیایی)
امنیت بسیار بالا بسیار بالا

فرهنگ و زندگی اجتماعی

برخورد با مهاجران و نژادپرستی

یکی از نگرانی های اصلی هر ایرانی در مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا، نحوه برخورد مردم بومی با خارجی هاست. کانادا در سطح جهانی به عنوان یکی از مهاجرپذیرترین و چندفرهنگی‌ترین کشورهای دنیا شناخته می‌شود. سیاست رسمی کانادا “چندفرهنگی” است، به این معنی که شما تشویق می‌شوید فرهنگ خود را حفظ کنید و در عین حال کانادایی باشید. در شهرهایی مثل تورنتو، بیش از نیمی از جمعیت خارج از کانادا متولد شده اند، بنابراین احساس غربت کمتری خواهید داشت و نژادپرستی آشکار بسیار کم دیده می‌شود. کانادایی ها به ادب افراطی و عذرخواهی کردن مدام معروف هستند.

استرالیا هم کشوری مهاجرپذیر است، اما تاریخچه متفاوتی دارد. فرهنگ استرالیا کمی همگن‌تر است و ریشه های بریتانیایی در آن قوی‌تر حس می‌شود. با این حال، شهرهای بزرگ استرالیا هم کاملاً چندفرهنگی هستند. مردم استرالیا روحیه‌ای صمیمی تر، شوخ‌طبع‌تر و رک‌تر دارند. آن ها زود با شما پسرخاله می‌شوند و از القاب دوستانه مثل “میت” (Mate) استفاده می‌کنند. نژادپرستی در استرالیا هم کم است، اما شاید نسبت به کانادا، گاهی برخوردهای کلامی یا نگاه های سنگین در مناطق کمتر توسعه یافته دیده شود، هرچند که قوانین سخت گیرانه ای علیه تبعیض وجود دارد.

جامعه ایرانیان در هر دو کشور بسیار بزرگ و فعال است. در تورنتو، منطقه‌ای به نام “تهران تو” وجود دارد که پر از سوپرمارکت ها، رستوران ها و صرافی های ایرانی است. شما می‌توانید در این منطقه زندگی کنید و بدون دانستن یک کلمه انگلیسی کارهای روزمره خود را انجام دهید (که البته توصیه نمی‌شود!). در استرالیا هم در شهرهایی مثل سیدنی و ملبورن، کامیونیتی ایرانی قوی وجود دارد، اما شاید به اندازه تمرکز ایرانیان در شمال تورنتو و ونکوور نباشد. وجود هموطنان می‌تواند در روزهای اول مهاجرت کمک بزرگی باشد و احساس تنهایی را کاهش دهد.

تفاوت دیگر در فرهنگ “قانون مداری” است. کانادایی ها بسیار قانون مند و منظم هستند و انتظار دارند همه چیز طبق قاعده پیش برود. استرالیایی ها کمی راحت‌تر و بیخیال‌تر هستند (به اصطلاح Laid-back)، اما در مورد قوانین محیط زیست، رانندگی و قرنطینه بسیار سخت گیرند. مثلاً وارد کردن یک دانه سیب یا کمی آجیل به استرالیا می‌تواند جریمه های سنگین و دردسرهای بزرگی در فرودگاه ایجاد کند.

دین و مذهب در هر دو کشور آزاد است و احترام به عقاید دیگران یک اصل است. شما می‌توانید با خیال راحت مناسک مذهبی خود را انجام دهید. مساجد و مراکز اسلامی در هر دو کشور فعال هستند. زنان محجبه در کانادا و استرالیا حضور دارند و اگرچه ممکن است گاهی نگاه های کنجکاوانه وجود داشته باشد، اما تبعیض سیستماتیک علیه پوشش مذهبی در محیط کار یا دانشگاه وجود ندارد و بسیاری از زنان موفق محجبه در رده های بالای مدیریتی و علمی دیده می‌شوند.

سرگرمی و تفریح بخش مهمی از فرهنگ است. در کانادا هاکی روی یخ دین دوم مردم است! اگر می‌خواهید با کانادایی ها صمیمی شوید، کمی درباره هاکی بدانید. در استرالیا، راگبی، کریکت و فوتبال استرالیایی ورزش های محبوب هستند. در هر دو کشور، ورزش کردن و تماشای مسابقات ورزشی راهی عالی برای ادغام شدن در جامعه است.

سیستم آموزشی و مدارس

آینده فرزندان در کانادا و استرالیا

برای خانواده هایی که فرزند دارند، کیفیت آموزش یکی از ستون های اصلی مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا است. مدارس دولتی در هر دو کشور کیفیت بسیار بالایی دارند و رایگان هستند (برای دارندگان اقامت دائم و ویزاهای کاری). سیستم آموزشی کانادا تمرکز زیادی بر خلاقیت، کار گروهی و پذیرش تنوع دارد. فشار درسی روی بچه ها کمتر است و مشق شب در سال های پایین خیلی کم است. محیط مدارس کانادا بسیار امن و حمایت گر است و قلدری (Bullying) به شدت پیگیری می‌شود.

در استرالیا هم مدارس دولتی عالی هستند، اما تفاوت اینجاست که مدارس خصوصی و کاتولیک در استرالیا نقش پررنگ تری دارند. بسیاری از خانواده های استرالیایی طبقه متوسط ترجیح می‌دهند فرزندانشان را به مدارس خصوصی بفرستند چون معتقدند امکانات و انضباط بهتری دارند. هزینه مدارس خصوصی در استرالیا بسیار بالاست. در مدارس استرالیا پوشیدن یونیفرم اجباری است (حتی در مدارس دولتی)، که شامل کلاه لبه دار برای محافظت در برابر آفتاب هم می‌شود. در کانادا، مدارس دولتی معمولاً یونیفرم ندارند و بچه ها با لباس معمولی می‌روند (به جز مدارس کاتولیک).

سیستم دانشگاهی هر دو کشور در سطح جهانی معتبر است. دانشگاه های تورنتو، مک گیل و بریتیش کلمبیا در کانادا و دانشگاه های ملبورن، سیدنی و ملی استرالیا همگی در رتبه بندی های جهانی جایگاه بالایی دارند. هزینه تحصیل در دانشگاه برای شهروندان و افراد دارای اقامت دائم بسیار کمتر از دانشجویان بین المللی است و وام های دانشجویی دولتی در دسترس است که بازپرداخت آن ها بعد از شاغل شدن دانشجو شروع می‌شود.

یک تفاوت جالب در تقویم آموزشی است. در کانادا، سال تحصیلی مثل ایران از سپتامبر (شهریور/مهر) شروع می‌شود و در ژوئن (خرداد/تیر) تمام می‌شود. تعطیلات تابستانی طولانی است. در استرالیا، چون فصل ها برعکس است، سال تحصیلی از اواخر ژانویه یا اوایل فوریه (بهمن) شروع می‌شود و در دسامبر (آذر) تمام می‌شود. تعطیلات طولانی آن ها در کریسمس و تابستان استرالیا است. این تفاوت تقویم برای کسانی که بچه مدرسه‌ای دارند و تازه مهاجرت می‌کنند، نکته مهمی برای برنامه ریزی زمان سفر است.

زبان آموزش در مدارس کانادا (به جز کبک) انگلیسی است، اما برنامه های “فرنچ ایمرژن” وجود دارد که بچه ها می‌توانند نیمی از درس ها یا همه را به زبان فرانسه بخوانند. این یک فرصت عالی برای دوزبانه شدن کودکان است. در استرالیا تمرکز فقط روی انگلیسی است، اما زبان های دوم به عنوان درس اختیاری تدریس می‌شوند.

در نهایت، محیط مدارس در هر دو کشور به گونه‌ای طراحی شده که کودکان مهاجر سریع‌تر جا بیفتند. کلاس های آموزش زبان انگلیسی برای کودکانی که زبانشان ضعیف است (ESL/EAL) در مدارس وجود دارد تا آن ها از درس ها عقب نمانند. برخورد معلمان و دانش آموزان با بچه های تازه وارد معمولاً بسیار مهربانانه و پذیرا است.

سیستم بهداشت و درمان

رایگان اما با صف های طولانی؟

سیستم درمانی یکی از افتخارات کانادا است. در کانادا، بیمه درمانی دولتی (Medicare) تقریباً تمام خدمات پزشکی ضروری را پوشش می‌دهد و بیمار هنگام مراجعه به پزشک یا بیمارستان هیچ پولی پرداخت نمی‌کند. این سیستم بر اساس نیاز بیمار عمل می‌کند، نه توانایی مالی او. اما، و این یک “امای” بزرگ است، این سیستم دندانپزشکی، داروهای تجویزی (خارج از بیمارستان)، عینک و فیزیوتراپی را پوشش نمی‌دهد و مردم باید بیمه تکمیلی (معمولاً از طریق کارفرما) داشته باشند. مشکل اصلی سیستم کانادا، صف های طولانی برای دیدن متخصصان و انجام جراحی های غیر اورژانسی است. پیدا کردن پزشک خانواده هم در سال های اخیر به یک معضل بزرگ تبدیل شده است.

در استرالیا، سیستم درمانی ترکیبی از دولتی و خصوصی است. سیستم دولتی (Medicare) بسیاری از هزینه ها را پوشش می‌دهد، اما دولت مردم را تشویق می‌کند (و گاهی با جریمه مالیاتی مجبور می‌کند) که بیمه خصوصی هم داشته باشند. داشتن بیمه خصوصی به شما اجازه می‌دهد دکتر خود را انتخاب کنید و در بیمارستان های خصوصی با نوبت دهی سریع‌تر درمان شوید. این سیستم ترکیبی باعث شده فشار از روی بخش دولتی کمتر شود و صف های انتظار در استرالیا معمولاً کوتاه‌تر از کانادا باشد.

هزینه دارو در هر دو کشور نسبتاً بالاست، اما دولت ها طرح های حمایتی برای اقشار کم درآمد و سالمندان دارند. در استرالیا طرحی به نام PBS وجود دارد که قیمت بسیاری از داروها را برای مصرف کننده کاهش می‌دهد. در کانادا هنوز طرح ملی دارو وجود ندارد (هرچند صحبت هایی درباره آن هست) و هر استان قوانین خود را دارد.

کیفیت خدمات پزشکی و تجهیزات در هر دو کشور در بالاترین سطح جهانی است. پزشکان بسیار حاذق و بیمارستان ها مجهز هستند. اگر بیماری شما اورژانسی و حیاتی باشد (مثل تصادف، سکته یا سرطان)، در هر دو کشور با بالاترین سرعت و بهترین کیفیت و کاملاً رایگان درمان خواهید شد. نگرانی اصلی فقط درباره بیماری های مزمن و غیر اورژانسی است که ممکن است ماه ها در نوبت بمانید.

یک نکته مهم برای مهاجران تازه وارد: در برخی استان های کانادا (مثل بریتیش کلمبیا و انتاریو)، پوشش بیمه درمانی بلافاصله بعد از ورود شروع نمی‌شود و ممکن است یک دوره انتظار ۳ ماهه وجود داشته باشد که در این مدت باید بیمه مسافرتی خصوصی بخرید. در استرالیا هم اگر با ویزای اقامت دائم وارد شوید بلافاصله بیمه هستید، اما برخی ویزاهای موقت یا کاری ممکن است نیاز به خرید بیمه خصوصی داشته باشند.

مسافت و دوری از وطن

پروازهای بی پایان و جت لگ

برای ایرانیان، مهاجرت یعنی دوری از خانواده و دوستان. اما در مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا، بحث “چقدر دور؟” مطرح است. از نظر مسافت هوایی، هر دو کشور بسیار از ایران دور هستند. هیچ پرواز مستقیمی از تهران به تورنتو یا سیدنی وجود ندارد. برای رفتن به کانادا، معمولاً باید یک توقف در اروپا (فرانکفورت، لندن، استانبول) یا کشورهای خلیج فارس داشته باشید. کل زمان سفر حدود ۱۵ تا ۲۰ ساعت (بدون احتساب توقف) است.

استرالیا اما حکایت دیگری دارد. استرالیا واقعاً “آن سر دنیا” است. پرواز به استرالیا معمولاً از طریق دبی یا دوحه انجام می‌شود و زمان پرواز بسیار طولانی‌تر است (حدود ۲۰ تا ۲۵ ساعت پرواز خالص). اختلاف ساعت هم یک چالش بزرگ است. اختلاف ساعت ایران با تورنتو حدود ۸.۵ ساعت (عقب‌تر) است، اما با سیدنی حدود ۶.۵ تا ۷.۵ ساعت (جلوتر) است. این یعنی وقتی شما در کانادا بیدار می‌شوید، در ایران بعدازظهر است، اما در استرالیا وقتی بیدار می‌شوید، در ایران نیمه شب است. هماهنگ کردن زمان برای تماس تصویری با خانواده در استرالیا گاهی راحت‌تر است (صبح استرالیا = صبح زود ایران)، اما در کانادا هم زمان های مشترک عصر و صبح وجود دارد.

هزینه بلیط هواپیما به دلیل مسافت و انحصار خطوط هوایی، برای هر دو مقصد بالاست، اما سفر به استرالیا معمولاً گران‌تر و خسته‌کننده‌تر است. بسیاری از مهاجران ساکن استرالیا به دلیل دوری راه و گرانی بلیط، دیر به دیر (مثلاً هر دو سه سال یکبار) به ایران سفر می‌کنند. مهاجران کانادا شاید کمی بیشتر سفر کنند، اما باز هم سفری نیست که بتوان هر سال به راحتی انجام داد.

جت لگ (پرواززدگی) در سفر به استرالیا سنگین‌تر است چون بدن شما کاملاً گیج می‌شود. همچنین فصل ها در استرالیا برعکس ایران است. یعنی وقتی در تابستان ایران برای سفر به استرالیا می‌روید، وارد زمستان آنجا می‌شوید و این تغییر فصل ناگهانی می‌تواند برای بدن شوک آور باشد. در کانادا فصل ها با ایران همزمان است (فقط زمستانش خیلی سردتر است!).

شهروندی و پاسپورت

کلید آزادی و سفر بدون ویزا

هدف نهایی بسیاری از مهاجران، دریافت پاسپورت کشور مقصد است. در این زمینه، کانادا یکی از آسان‌ترین و سریع‌ترین مسیرها را در جهان دارد. برای دریافت شهروندی کانادا، شما باید در یک بازه ۵ ساله، مجموعاً ۳ سال (۱۰۹۵ روز) در خاک کانادا حضور فیزیکی داشته باشید. بعد از آن می‌توانید درخواست شهروندی بدهید، در آزمون شرکت کنید و پاسپورت بگیرید. قانون کانادا اجازه تابعیت دوگانه را می‌دهد، پس نیازی به ترک تابعیت ایرانی نیست.

در استرالیا، قوانین کمی پیچیده‌تر و طولانی‌تر شده است. شما باید ۴ سال در استرالیا زندگی کرده باشید که حداقل یک سال آخر آن باید به عنوان مقیم دائم (PR) باشد. همچنین نباید در طول این مدت بیشتر از زمان مشخصی خارج از استرالیا بوده باشید. آزمون شهروندی استرالیا هم اخیراً سخت‌تر شده و روی “ارزش های استرالیایی” تمرکز زیادی دارد. استرالیا هم تابعیت دوگانه را قبول دارد.

قدرت پاسپورت هر دو کشور بسیار بالاست و شما می‌توانید به اکثر کشورهای دنیا (از جمله آمریکا و اروپا) بدون ویزا سفر کنید. پاسپورت کانادا شاید یک مزیت کوچک داشته باشد و آن هم دسترسی راحت‌تر به بازار کار آمریکا از طریق ویزاهای نفتا (TN) است. اگر رویای کار در آمریکا را دارید، کانادا پل بهتری است.

یک تفاوت جالب: فرزندانی که در خاک کانادا به دنیا می‌آیند، بلافاصله و بدون توجه به وضعیت اقامتی والدین، شهروند کانادا می‌شوند (قانون خاک). اما در استرالیا، تولد در خاک این کشور به تنهایی باعث شهروندی نمی‌شود. حداقل یکی از والدین باید شهروند یا مقیم دائم استرالیا باشد تا کودک هم شهروند شود (قانون خون). این موضوع برای کسانی که با ویزای تحصیلی یا توریستی می‌روند و قصد بچه دار شدن دارند بسیار مهم است.

سوالات متداول

۱. گرفتن ویزای کانادا سریع‌تر است یا استرالیا؟

به طور کلی، سیستم اکسپرس انتری کانادا (اگر امتیاز کافی داشته باشید) سریع‌تر است و گاهی در کمتر از ۶ ماه ویزا صادر می‌شود. پروسه استرالیا، به خصوص اگر نیاز به اسپانسر ایالتی داشته باشید، معمولاً طولانی‌تر است و ممکن است بین ۱ تا ۲ سال طول بکشد.

۲. هزینه زندگی در کدام کشور برای یک خانواده ایرانی کمتر است؟

اگرچه هر دو کشور گران هستند، اما کانادا (به جز هزینه اجاره در تورنتو/ونکوور) در مواردی مثل خورد و خوراک و پوشاک کمی ارزان‌تر است. اما درآمد در استرالیا بالاتر است که این گرانی را جبران می‌کند. در مجموع، فشار هزینه مسکن در کانادا فعلاً بیشتر حس می‌شود.

۳. آیا با مدرک دانشگاه آزاد می‌توان به این کشورها مهاجرت کرد؟

بله، هر دو کشور مدارک دانشگاه های معتبر ایران (از جمله آزاد، سراسری و پیام نور) را قبول دارند. مهم این است که مدرک شما توسط سازمان های مربوطه (WES در کانادا یا سازمان های ارزیاب استرالیا) تایید و معادل سازی شود.

۴. برای مهندسان بازار کار کدام کشور بهتر است؟

برای مهندسان کامپیوتر و نرم افزار، کانادا به دلیل بازار تکتولوژی قوی‌تر گزینه ی بهتری است. برای مهندسان معدن، عمران، مکانیک و کشاورزی، استرالیا بازار کار سنتی قوی‌تر و حقوق های بالاتری دارد.

۵. آیا برای مهاجرت حتماً نیاز به وکیل داریم؟

خیر، سیستم مهاجرتی هر دو کشور طوری طراحی شده که خود فرد بتواند اقدام کند. تمام اطلاعات در سایت های رسمی اداره مهاجرت آن ها موجود است. اما اگر پرونده پیچیده‌ای دارید (سوسابقه، ریجکتی قبلی) یا وقت کافی برای مطالعه قوانین ندارید، استفاده از وکیل رسمی می‌تواند ریسک خطا را کاهش دهد.

سخن آخر: انتخاب بین خوب و خوب‌تر

در پایان این سفر طولانی و مقایسه مهاجرت کانادا و استرالیا، باید گفت که هیچ کدام از این دو کشور مدینه فاضله نیستند. هر دو چالش های خاص خود را دارند؛ کانادا با سرمای سخت و بازار مسکن آشفته اش، و استرالیا با دوری راه و هزینه های اولیه ی گزافش. اما هر دو کشور امنیت، ثبات، آزادی و آینده‌ای روشن را برای شما و فرزندانتان فراهم می‌کنند که شاید در جای دیگری یافت نشود.

انتخاب نهایی به اولویت های شخصی شما برمی گردد. اگر عاشق گرما و طبیعت وحشی هستید و دوری راه برایتان مهم نیست، استرالیا آغوش باز کرده است. اگر به دنبال نزدیکی به تمدن غرب، سفر راحت‌تر و فرهنگی شبیه‌تر به آمریکا هستید و با برف مشکلی ندارید، کانادا خانه جدید شماست. مهم‌ترین چیز این است که با آگاهی کامل تصمیم بگیرید و آماده تلاش سخت برای ساختن زندگی دوباره باشید. مهاجرت یک دکمه جادویی نیست، بلکه یک مسیر پرپیچ وکم است که انتهای آن به میزان سرسختی و امید شما بستگی دارد.

اقدامات عملی برای شروع (چک لیست اجرایی)

  • سطح زبان انگلیسی خود را بسنجید و فوراً برای آزمون آیلتس یا پی تی ای برنامه ریزی کنید.

  • سوابق کاری و بیمه خود را جمع آوری و ترجمه کنید.

  • مدارک تحصیلی خود را برای ارزیابی به سازمان های مربوطه (WES برای کانادا یا سازمان های استرالیایی) بفرستید.

  • امتیاز خود را در سیستم های آنلاین هر دو کشور محاسبه کنید تا ببینید شانس کجا بیشتر است.

  • بودجه خود را به دلار روز تبدیل کنید و یک صندوق پس انداز ارزی تشکیل دهید.

سعید ایمانی

علاقه‌مند به مطالعه و نوشتن؛ سعید شهبازی در رزاس می‌نویسد تا سهمی کوچک در مسیر آگاهی داشته باشد و تجربیات و مطالعات خود را در قالبی کاربردی به دست شما برساند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا